تحفه یزد
آموزش مشارکتی مبتنی بر برنامه های اجتماع محور
خلاصه:
آموزش مشارکتی شيوه ای از آموزش است که طی آن، مشاركت ذينفعان اساس هر گونه برنامه آموزشي قلمداد مي گردد. به عبارت ديگر، در اين شيوه، گروهی از آموزش گيرندگان فعالانه در امر آموزش خود درگير شده و با ايجاد فضايي مطلوب برای هم آموزی خودشان ( با کمک موسسات غير دولتي، تيم های محلی، رهبران محلی و بالاخره متخصصان) روند آموزش ها را هدايت و نتايج را ارزيابی می نمايند. بر همين اساس نيز اين شيوه آموزش، جهت اجرا در برنامه های اجتماع محور و ارتقاء سلامت تهيه گرديده و در همان راستا اجرا می گردد. مسلما به هر ميزان كه فرايند مشاركت آموزش گيرندگان در برنامه هاي آموزشي افزايش يابد آموزش مشاركتي تر و از اين حيث مطلوب تر است. در مدلي از آموزش مشاركتي كه معرفي خواهد شد افرادي از اجتماع از هر سن و جنس و تحصيلاتي ( دانش آموزان، دانشجويان، سربازان، كارگران، گروه هاي همياران، رابطين بهداشت، داوطلبان جمعيت هلال احمر و .... ) با كسب مهارت هاي اداره جلسات گروهي آموزش مشاركتي، با عنوان مربي آموزش مشاركتي جملات ساده اي را طرح و پس از راي گيري در مورد درست، غلط يا نمي دانم در بين حاضران، نظر موافقان و مخالفان را به شيوه اي استاندارد جويا مي گردند. اطلاعات بدست آمده از نظر حاضران در جلسات و راي هاي ماخوذه ( با بلند كردن دست) اطلاعات لازم را جهت اجراي پژوهش هاي مشاركتي و ارزيابي و ارزشيابي از روند آموزش ها به اعضاء اجتماع و برنامه ريزان سلامتي خواهد داد.
بيان مسئله:
الف- طرح شعار سلامتی برای همه تا سال 2000 توسط سازمان بهداشت جهانی باعث شد دولت ها به تدريج متوجه نارسايي برنامه های سلامتی و ناکامی های خود در دستيابی به اين هدف شوند. بازنگری به روند اجرای خدمات سلامتی توسط دولت ها نشان داد بهداشت و سلامتی عمدتا در دسترس گروه های مرفه تر اجتماع ( افراد مرفه تر، صاحبان قدرت، ساکنان شهر های بزرگ تر و مرکزی تر) قرار دارد. از سوی ديگر توان و امکانات دولت ها محدود و لذا توزيع عادلانه خدمات غير ممکن مي نمود. کشور های جهان به دنبال بازنگری در برنامه های مرتبط با سلامتی، ديدگاه تازه ای را برای تحقق اين شعار پيشنهاد کردند. بر اساس اين ديدگاه تازه، سلامتی کالايي است که توسط مردم توليد و توسط خود مردم مصرف می شود و نقش دولت ها در اين ميان، تسهيل فرايند توليد و مصرف سلامتی است. کاهش نقش دولت ها و تبديل آنها از توليد كننده خدمات سلامتی به تسهيل کننده فرايند توليد و مصرف سلامتی منتهی به نقشی ويژه برای دولت ها شد. دولت ها در اين نقش تازه، موظف به برابر کردن فرصت ها برای همه (عدالت) در استفاده از خدمات سلامتی شدند و بدين گونه تحقق شعار سلامتی برای همه تا سال 2000 در چشم انداز سلامتی برای همه تا سال 2015 قابل دستيابی قلمداد شد.
ب- عدالت در خدمات سلامتی شاکله ديدگاه تازه و رمز موفقيت اين شعار است. در اين ديدگاه تازه، اهميت نقش منابع مالی، امکانات و تخصص، که محدوديت های آن عمده ترين سد راه دستيابی به هدف سلامتی برای همه است از پيش رو برداشته شد. در اينجا دولت از مسئوليت تصميم گيرنده برای سلامت مردم به تسهيل کننده روند تصميم گيری مردم، متكي به نظر، مشاركت و خواست خودشان تبديل می گردد. تصميم گيری برای نحوه دستيابي به سلامتی بر عهده ذينفعان سلامتی يعنی مردم قرارگرفت.
ج- ماحصل اين تغيير ديدگاه، تغيير روند اجرای برنامه ها و طرح های دولت از برنامه های پر هزينه و بسيار تخصصی به جلب مشارکت مردم و توانمند سازی آنان برای اجرای طرح ها و برنامه هايی که خود صلاح می دانند ( بر اساس تصميم خودشان) گرديد. آموزش عمومی مرتبط با سلامتی از عمده ترين طرح ها و برنامه های دولت ها و موثر ترين شيوه تغيير رفتار های مخل سلامتی بشمار رفته و بيشترين حجم فعاليت های دولت در امر سلامتی و بخصوص برنامه های پيشگيرانه را به خود اختصاص می دهد. اما متاسفانه، به نظر ارائه كنندگان مدل آموزش مشاركتي، برنامه های آموزشی کم ترين تاثير را از اين ديدگاه تازه پذيرفته اند. اصرار به حضور متخصصان برای آموزش، هزينه سنگين حق الزحمه متخصصان و پذيرايي ها و همايش ها منتهي به حضور کمرنگ برنامه های ارزشمند آموزشی در مناطق محروم تر و پوشش ارائه خدمات محدود تر و غير عادلانه تر شده است.
ه- طرح رابطين بهداشت که توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اجرا می گردد بسياری از اين مشکلات را در خود نداشته و توانسته است بيش از سايرين، آموزش های لازم را به متقاضيان برساند. رابطين بهداشت با اجرای پانل های آموزشی و بحث و گفتگو در خصوص مسائل بهداشتی مورد نظر شان، شرايط مورد نظر برای گسترش آموزش های بهداشتی به همه را به نحو احسن فراهم نموده اند. در نگاهي نقادانه به نحوه آموزش در طرح رابطين بهداشت، محدود بودن آنها به آموزش خدمات بهداشتی و نه روانی- اجتماعی نكته اي در خور توجه است. خدمات بهداشتی که توسط رابطين آموزش داده می شود عمدتا به مسائل جسمی پرداخته و بر گزاره های ( جملات) علمی ثابت و اثبات شده ای متکی است که از طريق کتب و جزوات به رابطين بهداشت و در نهايت به مردم بخوبی منتقل مي گردد. اما متاسفانه نه تنها معضلات سلامت امروز ( اعتياد، تصادفات، بيماری های قلب و عروق و ... ) مختص جسم به تنهايي و اطلاعات و رفتار های يک فرد به تنهايي نيست که مفهوم سلامتی نيز به «رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط بيمار نبودن» تغيير يافته است. مسئله امروز سلامتی نه دانش بهداشت که با اطلاع رسانی قابل انتقال است ( مانند نحوه شستشوی بهداشتی سبزيجات) که باور ها و انديشه های مخرب سلامتي اما ريشه دار فرهنگی با تنوع زياد بين فرهنگي است که صرفا با اطلاع رسانی تغيير نمی کند. باور هايي چون « با يک بار مصرف کسی معتاد نمی شود» « صد تا معتاد صد ساله نشانت می دهم، يکی ورزشکار صد ساله نشانم بده» « کلاه ايمنی مال آدم های ترسو و جان دوست است» « هرکه دندان دهد نان دهد» « لبي كه به وافور خورد به كافور شسته شود» و ...
ز- آموزش مشارکتی با هدف ايجاد محيطی هم آموزی، به منظور تغيير باور های غلط ( در كنار انتقال اطلاعات مورد نياز) با استفاده از فشار گروه و تکيه بر عقل جمعی ( با تاکيد و توجه به تفاوت های فرهنگی) طراحی و اجرا می گردد. مديريت اين شيوه از تعيين باور ها و نياز های آموزشی تا هدايت هم آموزی ها، از ارزيابی ميزان تغييرات فرهنگی- آموزشي در يک جلسه تا تغييرات بدست آمده در يک اجتماع در طی زمان مشخص بر عهده اعضاء اجتماع کوچک ( مربيان آموزش مشارکتی و تيم هاي محلي ) و با نظارت متخصصان و کارشناسان دولتی انجام خواهد شد.با اين خصوصيات، آموزش مشاركتي در ساده ترين و كاربردي ترين شكل ممكن، بالاترين سطح مشاركت مردمي، کم ترين هزينه و بيشترين پوشش آموزشی – عادلانه ترين صورت ممكن- قابل اجرا است.
معرفی شيوه آموزش مشارکتی :
جهت اجرای آموزش مشارکتی، مربی آموزش مشاركتي که فردی غير متخصص و از داوطلبان مردمی است، جمله ساده ای (غير سوالی، ساده و کوتاه) را ذکر کرده و سپس پيش از هر گونه اظهار نظری و دقيقا پس از قرائت جمله، از آنان می خواهد نظر خودشان را در مورد اينکه جمله درست يا غلط است يا نظری ندارند ( نمی دانم) با بلند کردن دست مشخص کنند. مربی آموزشی اول تعداد افرادی که اين جمله را درست می دانند شمارش کرده و يادداشت می کند. سپس از افرادی که معتقدند جمله غلط است می خواهد تا با بلند کردن دست رای دهند. وی تعداد افرادی که جمله را غلط می دانند نيز يادداشت می کند. جمع درست ها و غلط ها را از کل حاضران کم کرده و تعداد کسانی که – احتمالا – نمی دانم را انتخاب کرده اند مشخص می کند. سپس بدون هيچ گونه اظهار نظری نخست از آنان که جمله را غلط می دانستند می خواهد که نظرشان را بيان کند. سپس از يک نفر ديگر از آنان که جمله را غلط می دانستند درخواست اظهار نظر می کند تا زمانی که به تشخيص مربی، نظر اين گروه به نحو مطلوب بيان شده محسوب گردد. مربی در اين مرحله از افرادی که جمله را درست می دانستند نظر می خواهد و بحث تا جايي که زمان جلسه و مطالب و اظهار نظر ها اقتضا می کند ادامه خواهد داشت. سپس مربی جمله دوم را خوانده و ...
مربی حق دخالت در بحث را ندارد اما وظيفه دارد به افراد برای اظهار نظر کردن نوبت داده و يا با افزودن سوالات بيشتر بحث در جلسه را داغ تر و شيرين تر کند. جلسات آموزش مشارکتی بر اساس پايلوت های انجام شده با ده جمله و برای 50 دقيقه سودمند است.
پاسخ به پرسش هاي رايج:
1- جلسات آموزش مشاركتي را با حضور چند نفر بايد تشكيل داد؟ جلسات آموزش مشارکتی محدوديتی از نظر تعداد حاضران ( مخاطبان آموزشی) ندارد چرا که در جلسات آموزشی مربی با هدايت بحث ها و انتخاب جملات مطلوب و ارزشمند جلسه را پر هيجان اداره می کند. لذا جلسات آموزش مشارکتی می تواند حداقل دو نفر و حداکثر تا آن تعدادی باشد که مربی توان اداره مطلوب جلسه را دارد. اين موضوع امکان استفاده تعداد بيشتری از مردم از اين خدمات آموزشی را مهيا می کند.
2- چه افرادي مي توانند از اين مدل آموزشي استفاده كنند؟ محدوده سني مخاطبان چگونه است؟ محدوديت سنی در جلسات آموزش مشارکتی محدود به توان سخن گفتن و اظهار نظر حاضران است. لذا اين شيوه در سطح دبستان تا سالمندان قابل اجرا است. مسلما تغييران سنی با تغيير تبحر مربيان آموزشی و تغيير جملات آموزشی مطلوب برای آنان همراه خواهد بود.
3- براي برگزاري جلسه آموزش مشاركتي چه امكاناتي مورد نياز است؟ سادگی اجرای اين شيوه باعث می شود جلسات آموزش مشارکتی را در شرايط مختلف ( به عنوان مثال دو جمله آموزشی بعد از هر وعده نماز جماعت در مسجد- چند جمله بسته به زمان موجود قبل از حضور معلم سر کلاس – چند جمله در سطح دانشجويان دانشگاه در ساعات بين کلاس، در ميهماني هاي دوره اي و ....) اجرا کرد.
4- ميزان توجه به جلسه و مشاركت در بحث ها و هم آموزي ها با توجه به عدم محدوديت در تعداد شركت كنندگان را چگونه مي توان تعيين كرد؟ سطح توجه به جلسه و مشارکت در بحث ها در اين شيوه به دليل لزوم رای گيری از نظر حاضران ( درست- غلط- نمی دانم ) بالا خواهد بود. لذا سوال در مورد نظر حاضران و تعيين تعداد درست- غلط و نمی دانم ها نه تنها توجه به جملات و بحث ها را افزايش می دهد که ميزان مشارکت در بحث ها را نيز برای برنامه ريزان و ناظران تعيين و قابل محاسبه می کند.
5- حداقل تحصيلات مربي آموزشي چقدر بايد باشد؟ سطح علمی مربيان آموزشی مي تواند از ابتدايي تا عالی ترين سطوح باشد.شرط موفقيت تبحر مربی در اداره جلسات است نه نظراتش لذا افرادی که در شغل معلمی احساس توانمندی می کنند می توانند به سادگی گواهی مربيگری آموزش مشارکتی را اخذ نمايند. از سوی ديگر، به دليل تنوع مخاطبان، مربی آموزشی می تواند از هر گروه سنی و براي هر گروه سنی فعاليت نمايد و تنها عامل محدود کننده، توانمندی مربی در اداره جلسات مختلف است.( مسلما اداره جلسه آموزش پيشگيری از اعتياد برای سربازان وظيفه در مقابل اداره جلسات آموزشی برای دانش آموزان دبستانی شرايط سنی، جنسی و توانمندی متفاوتی را می طلبد.)
6- جملات آموزشي چه خصوصياتي بايد داشته باشند؟ چگونه مناسب بودن جملات تعيين مي شود؟ انتخاب جملات آموزشی کليدی ترين و مهم ترين کار در برنامه های آموزش مشارکتی است. اين جملات ساده انتخاب می شوند تا کاملا قابل فهم باشند. جملات پيچيده باعث غير قابل اعتماد بودن رای گيری قبل از اظهار نظر ها در مورد تعيين تعداد درست ها و غلط ها شده و از ارزش آموزشی آنها می کاهد. معمولا باور ها در ذهن ساده و موثرند مانند «خواستن توانستن است». ارزشمندی جملات آموزشی نيز از طريق بررسی تعداد درست ها و غلط ها مشخص می شود. جملات و باور هايي چون «مصرف مواد مخدر مضر است » احتمالا در بسياری از اجتماعات آموزشی تعداد زيادی درست و تعداد بسيار معدودی غلط خواهد داشت. اين موضوع نشان می دهد که مردم آن اجتماع از مضر بودن مواد مخدر واقفند و نيازی به بحث در مورد آن ندارند. اما اگر تعداد غلط ها در مورد همين جمله در برخی اجتماعات افزايش يافت نه تنها جمله مورد نظر مطلوب و دارای ارزش آموزشی محسوب می شود که برای برنامه ريزان برنامه های پيشگيری از اعتياد بسيار ارزشمند خواهد بود. بخصوص اگر برنامه ريزان تعداد رو به تزايد آنان که اين جمله را غلط می دانند ( معتقدند مصرف مواد مخدر مضر نيست) و استدلال آنان را بدانند. در اين شرايط برنامه ريزان سلامتی ( مسئولين دولتی و اعضاء تيم ها و رهبران محلی) می تواند با انتخاب و تاکيد بر جملات مشابه در سطحی وسيع باور های اين چنينی را دستکاری نمايند. اين موضوع نشان دهنده قابليت اين شيوه در ارزيابی و هدايت کامل و دقيق باور های فرهنگی است.
7- آيا در جلسه نتيجه گيري از سوي مربي انجام مي شود؟ چگونه مردم مي توانند اطلاعات صحيح را بدانند؟ جلسات آموزشی در صورتی ارزشمند هستند که حاضران در جلسه احساس خوشايندی از شركت در جلسه داشته و بخوبی در بحث ها شرکت نموده باشند. نتيجه گيری آخر انجام نخواهد شد و تصميم نهايي پس از شنيدن نظر حاضران بر عهده شركت كنندگان خواهد بود مگر مواردي كه جنبه اطلاع رساني دارد و هيچ فردي در جلسه اطلاعات كافي نداشت (مانند جمله : در شهر ما انجمن معتادان گمنام شعبه دارد). در صورت اصرار و تمايل حاضران (يا صلاحديد مربي) به اطلاع از نتيجه بحث ها، مربی می تواند جمله را مجدد به راي گذاشته ( تعيين اينکه با توجه به توضيحات موافقان و مخالفان، هنوز چند نفر آن را درست يا غلط می دانند) يا با نظر حاضران و تغيير مختصری در جمله ( تغيير يك يا چند كلمه از جمله) جمله جديد را مجدد رای گيری نمايد. در هر صورت تصميم گيری نهايي بر عهده مردم ( شركت كنندگان) است. دليل اين موضوع محدوديت سطح اطلاعات مربي و مشکلات مقابله با برخی باور ها بدون توجه به شرايط فرهنگی و عملکردی انديشه ها است. در نهايت نيز عدم توجه به واگذاري حق تصميم گيري براي تغيير نگرش به مردم، فرايند مقتدرسازي را محدود و مدل را از اصول ديدگاه ارتقاء سلامت دور مي سازد.
8- آيا امكان ارزيابي يا ارزشيابي از برنامه هاي آموزشي وجود دارد؟ اين شيوه، از قابليت ارزيابی و ارزشيابي برخوردار است که مشروح آن در بخش شيوه ارزيابی در آموزش مشارکتی خواهد آمد. مسلما همچون ساير مدل هاي تازه، جنبه هاي مختلف آن نياز به انجام پژوهش هاي كمي و كيفي مختلف دارد.
9- آيا اين شيوه مبناي علمي دارد؟ علاوه بر مباني علمي برنامه هاي ارتقاء سلامت و اجتماع محور، آموزش مشارکتی با ايجاد فضايي نقادانه بر تفکرات و باور های ذهنی مردم، مهارت های زندگی چون تفکر نقادانه، تفکر خلاقانه، همدلی و توانايي تصميم گيری را در افراد تقويت می کند. همچنين اين شيوه بر دانش روانشناسی شناخت ( مکاتب عقلانی هيجانی آلبرت اليس و بک) استوار است. موضوعات آموزشی نيز بر اساس پژوهش های کيفی و کمی در باب محتوای طرحواره های شناختی ذهن افراد و فرهنگ های محلی تهيه و تنظيم می گردد. لذا اين شيوه آموزش در کنار سادگی خود، بر جديد ترين و مبتنی بر پژوهش ترين ديدگاه روز روانشناسی استوار است.
10- آيا پيش از اين از اين مدل استفاده شده است؟ طراحي و مدل سازي اين شيوه به دنبال احساس نياز به مشاركتي كردن برنامه هاي آموزشي در كميته عملي موسسه غير دولتي و غير انتفاعي هزاره آرامش در سال 82 براي اولين بار آغاز شد و پس از دو سال مطالعه، با نقد و بررسي مداوم و اجراي پايلوت آن به صورت فعلي قابل ارائه گرديده است. با توجه به قابليت هاي متنوع اين مدل، در حال حاضر در كميته پژوهش هاي مشاركتي موسسه هزاره آرامش در دست بررسي بيشتر است.
خزانه جملات آموزشی:
خزانه جملات آموزشی مجموعه جملاتی است که جهت تسهيل تهيه جملات آموزشی توسط مربيان، متخصصان و ... در اجتماعات مختلف تهيه و جمع آوري شده و در دسترس مربيان آموزش مشاركتي قرار می گيرد. مسلما انتخاب اين جملات برای هر گروه آموزشی با نظر مربی و برنامه موظف او ( مثلا آموزش پيشگيری از اعتياد ) انجام خواهد شد. اين خزانه بر اساس طرحواره های شناختی ذهن (در اينجا در چهار موضوع به عنوان نمونه) ارائه مي گردند. ارزش آموزشی اين جملات به بحث های پيرامون آنها و سوالات بيشتر مربی برای داغ تر و شيرين تر کردن بحث ها است. خزانه جملات آموزشي در قالب مجموعه مستقلي از طرف موسسه هزاره آرامش منتشر خواهد شد.
|
اعتياد |
خانواده |
|
1- پيشگيری هميشه مقدم بر درمان است. 2- لبی که به وافور خورد با کافور شسته شود 3- وقتی کسی معتاد شد حتما خودش مقصر است. 4- مواد خوب اعتياد نمی آورد. 5- در شهر ما ( روستای ما ) انجمن معتادان گمنام شعبه ندارد. 6- قرص شادی برای آدم های افسرده مضر است. 7- افرادی که نمی توانند ترک کنند اراده ندارند. 8- با اراده می شود اعتياد را ترک کرد. 9- ازدواج با معتاد در هر صورت غلط است. 10- نبايد با معتاد ها دوست شد. 11- معتاد انگل جامعه است. 12- اگر کسی ضرر اعتياد را بداند معتاد نمی شود. 13- اعتياد درمان شدنی نيست. 14- پيشگيری از اعتياد فقط وظيفه دولت است. 15- اگر مشكل بيکاری حل شود ديگر کسی معتاد نمی شود. |
1- مرد ها از زن ها احساساتی ترند. 2- حسادت مال زن ها و غيرت مال مرد ها است. 3- زن ها به زندگی وفادار ترند. 4- اگر کسی خوب در مورد خواستگارش تحقيق کرد خوشبخت می شود. 5- آشنايي پيش از ازدواج برای خوشبختی لازم است. 6- وقتی زن و شوهری تفاهم ندارند احتمالا به حرف هم گوش نمی دهند. 7- مرد زير بار حرف زن نمی رود. 8- گربه را بايد دم حجله کشت. 9- بالاخره مرد يا زن، يکی بايد بر ديگری سوار باشد. 10- مخالفت با حرف بچه درست نيست. 11- مادر شوهر ها هميشه طرف پسرشان هستند. 12- هيچی بدتر از بچه اول خونه بودن نيست. 13- آدم عاقل نه ازدواج می کنه نه بچه دار می شه. |
|
بهداشت فردي |
بهداشت روان فردی |
|
1- دست دادن با کسی که ايدز دارد باعث مريضی می شود. 2- فقط آدم های خراب ايدز می گيرند. 3- اگر مرتب مسواک بزنی دندان هايت هميشه سالم می ماند. 4- غذاهايي را بايد خورد که دکتر ها توصيه می کنند. 5- سيگار برای رفع سلامتی خوب است. 6- دو بچه کافيه. 7- استفاده از وسايل پيشگيری از حاملگی به دردسرش نمی ارزد. 8- گذاشتن کلاه ايمنی کار آدم عاقل نيست. |
1- خواستن توانستن است. 2- آدم بايد به حرف بزرگتر اش گوش کند. 3- آدم موفق هميشه پيشرفت می کند. 4- همه بايد ايده آل باشند. 5- همت بلند دار که مردان روز گار از همت بلند به جايي رسيده اند. 6- آدم بايد طوری زندگی کند که همه دوستش داشته باشند. 7- اگر نمی تونی کاری را درست انجام بدی، اصلا انجام نده. |
نحوه ارزيابي و ارزشيابی آموزشی:
شيوه آموزش مشارکتی اين قابليت را دارد که مربيان آموزشی و اعضاء تيم محلی نيز در کنار متخصصان و برنامه ريزان به روند تغييرات فرهنگی نظارت داشته و آن را هدايت کنند.
شاخص های کيفی:
1- تنش و درگيری در جلسه رخ ندهد.
2- تعداد موارد خنديدن بيشتر از احساس عصبانيت و اصرار به دفاع از عقيده خود باشد.
3- فرصت سخن گفتن برای حداکثر تعداد ممکن وجود داشته باشد.
شاخص های کمی:
شاخص هاي ارزيابي:
الف- شاخص ارزيابی کيفيت جملات: جملات آموزشی به نحوی انتخاب شده باشند که يا تعداد درست ها و غلط ها تقريبا زياد باشد يا تعداد درست ها يا غلط ها کم و تعداد نمی دانم ها زياد باشد. اين شاخص کيفيت آموزشی جملات را می سنجد.
ب- شاخص ارزيابی آموزش خام : تعداد افرادی که به جمله ای (مانند:پيشگيری از اعتياد فايده ندارد) پاسخ صحيح داده اند –يعني معتقدند پيشگيري از اعتياد فايده دارد علي رغم اينكه جمله به نحوی ارائه شده باشد که افراد براي گزينه غلط دست بلند كند– بخش بر تعداد افرادی که پاسخ نادرست داده اند. تعيين درستي يا نادرستي جملات ( اينكه واقعا پيشگيري از اعتياد فايده دارد؟ ) با نظر ارزيابي كننده و برنامه آموزشي مورد نظر است.
ج- شاخص ارزيابی آموزش گروهی: شاخص ارزيابی آموزشی خام پس از گفتگو در مورد آن جمله منهای شاخص ارزيابی آموزشی خام قبل از گفتگو در مورد همان جمله
شاخص ارزيابی آموزش گروهی در مورد برخی جملات ( با نظر ارزيابي كننده) اندازه گيری مي شود. اين شاخص ميزان تاثير گفتگو ها بر ذهن افراد را مي سنجد.
د- شاخص مشارکت سطحی: مجموع تعداد درست ها و غلط ها در تمام جملات در طول جلسه بخش بر حاصل ضرب تعداد جملات بحث شده در تعداد حاضران. اين شاخص ميزان توجه و مشارکت افراد به جلسه را اندازه گيری می کند.
ه- شاخص مشارکت عمقی: مجموع تعداد افرادی که در جلسه حداقل برای يک بار اظهار نظر کرده اند بخش بر مجموع تعداد درست ها و غلط ها
و- شاخص تفکر انتقادی: مجموع تعداد افرادی که نظر مخالف عرف يا باور غالب می دهند (اعم از اينکه عرف جمله ای را درست يا غلط بداند) بخش بر مجموع موارد درست و غلط. اين شاخص ميزان تفکر انتقادی را می سنجد.
شاخص های ارزشيابی:
اين شاخص ها به منظور ارزشيابی روند تاثير آموزش ها در طول جلسات مکرر در يک اجتماع اندازه گيری می شود.
شاخص ارزشيابی آموزشی اجتماعی: ميزان تغيير شاخص ارزيابی آموزشی خام ابتدای جلسات در طی مدت معين در اجتماع معين
اين شاخص بدون در نظر گرفتن حضور واقعی همان افراد در جلسات قبل و با در نظر گرفتن گذشت زمان، به تغيير نظر مردم در همان اجتماع ( يک کلاس در يک مدرسه، دانشجويان ورودی يک سال در يک دانشکده، نمازگزاران يک مسجد و ... ) در طی مدت مورد محاسبه ( يک ماه، شش ماه و ... ) می پردازد.
شاخص تفکر انتقادی اجتماعی: ميزان تغيير شاخص تفکر انتقادی جلسات در طی مدت معين در يک اجتماع معين
شاخص مشارکت سطحی اجتماعی: ميزان تغيير شاخص مشارکت سطحی در جلسات در طی مدت معين در يک اجتماعی معين
شاخص مشارکت عمقی اجتماعی: ميزان تغيير شاخص مشارکت عمقی در جلسات در طی مدت معين در يک اجتماعی معين
شيوه اجرای طرح آموزش مشارکتی:
جهت اجرای طرح آموزش مشارکتی، تربيت مربی آموزش مشارکتی با قابليت اداره جلسات مهم ترين عامل موفقيت است. مربيان آموزشی با استفاده از خزانه جملات آموزشی ( تهيه شده توسط ساير مربيان و متخصصان) ، جملاتی که خود متناسب با مخاطبان خود تنظيم می کنند، جملاتی که حاضران در جلسه پيشنهاد می نمايند و همچنين سوالات تکميلی که جهت شيرين تر شدن بحث ها می پرسند ( مثلا معتاد انگله يعنی بايد سم پاشی اش کرد؟ مرد ها عاطفی نيستند يا خانم ها به اونها فرصت نمی دهند؟ تا حالا به هرچی خواستی رسيدی؟ حالا اگه باباش معتاد بود، چطور می تونه دوستش نباشه، اينجوري كه پدر پسره در مي آد؟ و .... ) جلسات آموزشي را اداره مي كنند.
جهت نظارت بر نحوه آموزش ها فقط يك فرم گزارش جلسات آموزشي كه به سادگي توسط مربيان آموزش مشاركتي قابل تكميل است بكار گرفته مي شود. اين فرم اطلاعات مورد نياز برای تيم های محلی و متخصصان و برنامه ريزان را جهت نظارت و محاسبه شاخص ها تامين می کند.
فرم گزارش جلسات آموزش مشارکتی بعدا در اینجا منتشر خواهد شد.
